28 نتیجه برای باروری
نسرین عابدی نیا، فاطمه رمضان زاده، ملک منصور اقصی،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1382 )
چکیده
مطالعه پدیده ناباروری خصوصا با تکیه بر جنبه های روانی-اجتماعی آن از اهمیت زیادی برخوردار است و تشخیص چگونگی ارتباط این پدیده و عوامل فوق، تاثیری عمیق در بهبود کیفیت زندگی خواهد داشت. این پژوهش، فراوانی و شدت اضطراب و افسردگی و رابطه آن با طول مدت ناباروری را در مجتمع بیمارستانی امام خمینی، بیمارستان ولی عصر (عج) تهران بررسی می کند. طی این مطالعه 370 زن با علل مختلف ناباروری در مرکز تحقیقات بهداشت باروری ولی عصر (عج)، به کمک پرسشنامه های بک (Beck Depression Inventory-BDI) و کتل (Cattle) از نظر وضعیت ابتلا به افسردگی و اضطراب با توجه به طول مدت ناباروری مورد بررسی قرار گرفتند. دامنه سنی آنها 45-17 سال (میانگین 28، انحراف معیار 5.3) و طول مدت ناباروری 20-1 سال (میانگین 6، انحراف معیار 4.1) بوده است. این بررسی 151 نفر (40.8%) را افسرده و 321 نفر (86.8%) را مضطرب نشان داد. میزان افسردگی با مدت ناباروری (P=0.019) و میزان تحصیلات (P=0.000) ارتباط معنی دار نشان داد، درحالیکه این ارتباط با شغل معنی دار نبود. اضطراب نیز با طول مدت ناباروری (P=0.048) و شغل (P=0.047) ارتباط معنی دار داشت ولی چنین رابطه ای با میزان تحصیلات و علت ناباروری به دست نیامد. یافته های پژوهش همچنین نشان داد که اضطراب و افسردگی در طی 4 تا 6 سال ناباروری، به خصوص افسردگی شدید در طی 7 تا 9 سال نازایی دارای بیشترین فراوانی است. با توجه به فراوانی افسردگی و اضطراب در این قشر از بیماران توجه جدی به درمان آنها ضروری است. بدون شک این امر به سلامت روان و همچنین بهبود کیفیت زندگی این گروه از بیماران منجر خواهد شد.
اکرم سلیمانی، محمود محمودی، عباس رحیمی،
دوره 5، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده
این پژوهش مهمترین عوامل مؤثر و مرتبط بر باروری را که مختص کشور ما و استان مازندران است بررسی مینماید و لذا میتوان از آن در برنامهریزیهای صحیح باروری بهره جست. دادههای این مطالعه از طرح «بررسی عوامل مؤثر بر آهنگ و بازدهی باروری در استان مازندران در سال 79 به وسیله پرسشنامهای مشتمل بر سه بخش (مشخصات دموگرافیک، اطلاعات باروری و بخش تنظیم خانواده) جمعآوری شده است. نوع مطالعه توصیفی ـ تحلیلی است و نمونه گیری به روش دو مرحلهای تصادفی انجام شده و با در نظر گرفتن این که بیشتر از 15 درصد از خانوارها بیش از 6 فرزند دارند و نیز با احتساب 02/0=d نمونهای به حجم 1343 نفر وارد مطالعه شدند. از آنجا که تمرکز مطالعه بر زنان 54-10 ساله ازدواج کرده همسر دار میباشد، پس از کسر نمونههای غیر مرتبط 1137 زن مورد بررسی قرار گرفتند. از بین عوامل مؤثر بر باروری، سن مادر، سواد مادر، تعداد سالهای زناشویی، سن هنگام ازدواج مادر و سن اولین حاملگی انتخاب و به وسیله روش آنالیز مسیری اثر علتی (اثر مستقیم و غیر مستقیم) و اثرات غیر علتی محاسبه گردید. کلیه ضرایب اثر محاسبه شده از نظر آماری با صفر اختلاف معنیدار آماری داشتهاند (01/0>P). نتیجه این که از بین متغیرهای مورد بررسی، بهترتیب تعداد سالهای زناشویی و سن مادر دارای بیشترین ضریب اثر مستقیم مثبت (428/0 = r و 203/0 = r) و سواد مادر دارای قویترین اثر مستقیم منفی
(182/0 - = r) بر باروری بودهاند. از بین عواملی که بر باروری اثر غیر مستقیم داشتهاند سن مادر با 427/0 = r علاوه بر اثر مستقیم، بیشترین اثر غیر مستقیم مثبت و سواد مادر با 153/0- = r قویترین اثر غیر مستقیم منفی را از طریق سایر متغیرهای مدل بر باروری اعمال میکنند. ضریب اثر مستقیم سواد مادر بر باروری 2/0- = r بوده و ضریب اثر علتی آن 335/0- = r محاسبه شده است که نسبت به سایر متغیرهای مدل قویترین اثر را بر کاهش باروری نشان میدهد و با نتایج مطالعات مشابه در خصوص عوامل مؤثر بر تمایل مادران به ادامه باروری همخوانی دارد. از آنجایی که کنترل باروری امری دشوار میباشد، با روش آنالیز مسیری میتوان در صورتی که امکان کنترل همه متغیرها نباشد توجه بیشتر را بر روی متغیرهایی معطوف کرد که نسبت به سایر متغیرها بیشترین اثر را در باروری دارند و در این مطالعه سواد مادر و تعداد سالهای زناشویی سهم بیشتری را در باروری و تغییرات آن به عهده داشتهاند. با توجه به مقدار R2 در مرحله آخر (691/0)، مدل بدست آمده را میتوان یک مدل نسبتاً خوب در پیشبینی و کنترل باروری به حساب آورد.
ثریا شیبانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1386 )
چکیده
رهبران مذهبي در ايران نسبت به پذيرش نوآوريها در علوم و فنون، من جمله كاربرد تكنولوژيهاي جديد توليدمثل، روشنفكري و انعطافپذيري قابل توجهي از خود نشان دادهاند. فتاوي و قوانين جديدي براي قانوني كردن كاربرد اين تكنولوژيها و سازگار شدن با تغييرات در يك چهارچوب اسلامي به تصويب رسيدهاند. تكنولوژيهاي جديد توليدمثل، به ويژه درمان نازايي، در ميان فناوريهاي جديد در حال ترقي در ايرانند كه نيازمند تفاسير اسلامياند تا كاربرد آنان را ميسر كنند. در اين مقاله، من عواملي را كه براي زوجهاي نازا مبين استفاده از تكنولوژيهاي جديد توليد مثل تعيين كننده هستند بررسي ميكنم. به نظر من مذهب در اين زمينه نقشي برجسته دارد و در حال حاضر به عنوان منبع معتبر و نهايي ارجاع باقي مانده است. تفسير قانون الهي براي استفاده از تكنولوژيهاي نوين به نوبه خود زاده و معيين تقاضاي بالاي اين فناوري است. رقابت ميان تفسير مجدد كردن احكام مذهبي براي هم گام ماندن با نوآوريهاي تكنولوژيكي، تقاضاي بالا براي درمان نازايي، رشد فزاينده طيف گزينههاي موجود عرضه شده توسط تكنولوژيهاي جديد توليد مثل ، همه به شرايطي ميانجامد كه براي اتخاذ تصميمات سريع تنها كارداني پرمايگي كساني كه علاقمند به يافتن راه حلهاي مشروعاند معمولاً منجربه نجات اين وضعيت قامض ميشود. بنابراين پيشنهاد من اين است كه وابستگيهاي نو ظهور و اشكال جديد خويشاوندي كه دست آورد تركيب شيوههاي توصيف شده فوق ميباشد ممكن است منجر به موقعيتهايي بشود كه صرفاً از قلمرو مذهب فراتر رفته و در نتيجه نيازمند چهارچوبهاي معنوي، اخلاقي و قانوني متفاوت ديگري به علاوه تفاسير اسلامي باشد. تنها زماني كه اين "اطفال جديد" بالغ شوند مشكلات ناشي از اين چنين شكافي ميتواند پديدار شود. دادههاي استفاده شده در اين مقاله در امتداد مطالعات وسيعتري در يزد، كلينيكها و مراكز نازايي در تهران، مصاحبه با اهداء كنندگان و دريافت كنندگان ياخته جنسي، پزشكان، متخصصان زايمان و مشاوران است.
زهره بهجتی اردکانی، محمدجلال عباسی شوازی، فاطمه شیدفر، فاطمه شیدفر، محمدمهدی آخوندی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1386 )
چکیده
ناباروري يكي از مشكلات فردي و اجتماعي است كه صرف هزينههاي گزافي را جهت درمان طلب كرده و ميتواند باعث از هم گسيختگي ثبات خانواده گردد. پيشرفت روشهاي باروري جايگزين خصوصاً طي دهه اخير، ايجاد بارداري را در زنان نابارور امكانپذير ساخته است. گرچه اين روشها در ابتدا براي درمان زنان در سنين پايين و قبل از يائسگي به كار ميرفت، اما امروزه استفاده روزافزون از روشهايي مانند اهداي گامت، بارداري را در زنان حتي بعد از سن يائسگي امكانپذير ساخته است. روش اهداي گامت مسائل بحث برانگيز زيادي را مطرح كرده است. يكي از سؤالات مهم مطرح، ايجاد يا عدم ايجاد محدوديت سني براي زنان جهت استفاده از اين روش ميباشد. با توجه به اهميت موضوع در اين مطالعه به بررسي تأثير افزايش سن در باروري و روشهاي جايگزين باروري ميپردازيم.
پژوهش حاضر، از نوع مطالعات توصيفي ـ تحليلي است كه با توجه به جوانب مختلف باروري در سنين بالا به مقايسه سياستها و نگرشهاي مختلف نيز پرداخته است. در ابتدا تغييرات توانايي توليدمثل زنان در طول زمان و اثرات افزايش سن بر روي نتايج حاصل از روشهاي كمك باروري مورد توجه قرار گرفته است و سپس تأثيرات باروري و داشتن فرزند در سنين بالا در ابعاد پزشكي، اجتماعي و رواني بررسي شده و در نهايت با توجه به نتايج و مطالعات انجام گرفته و شرايط جامعه ايران دسترسي زنان مسن به فناوريهاي نوين باروري مورد ارزيابي قرار گرفته است. نتايج اين مطالعه بيانگر تفاوت سياست گذاريها در ارتباط با افزايش سن و نتايج حاصل از روشهاي باروري شخص ثالث در جوامع مختلف است. اين سياست گذاريها بر اساس سطح دسترسي به رفاه اجتماعي در جامعه و سيستمهاي حمايتي، اميد زندگي و شرايط جسمي، اقتصادي و اجتماعي فرد متغير است. به نظر ميرسد در ايران با توجه به شرايط فعلي حداكثر سن استفادهكنندگان از روشهاي باروري جايگزين تا همان سن باروري طبيعي يعني 50 سال در نظر گرفته شود و از ورود زنان بالاي 50 سال به فرآيند درمان ناباروري جلوگيري به عمل آيد. محدوديت سني فرد ميتواند با توجه به شرايط جسمي، اقتصادي و اجتماعي وي و پس از انجام مشاوره در صورت داشتن شرايط لازم افزايش يا كاهش يابد. از طرفي لازم است به تمامي زنان مسن استفاده كننده از اين روشها آموزش لازم در رابطه با فرزندآوري در سنين بالا و پيامدهاي احتمالي آن براي خود و فرزندان داده شود.
بهزاد قربانی، بهجتی اردکانی، محمدمهدی آخوندی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1386 )
چکیده
مطالعات توصيفي مختلف مطرح نمودهاند زوجهاي نا بارور، اشكال مختلف تنش رواني ـ هيجاني را متحمل ميشوند كه در نهايت ميتواند آنها را مستعد افسردگي نمايد و همين امر ممكن است احتمال بارور شدن را بيشتر از پيش كاهش دهد. از سوي ديگر ديده شده است نمرات شادماني در ميان افرادي كه در روند درمان نا باروري شكست ميخورند، نسبت به افرادي كه موفق ميشوند به وضوح پايينتر است. تمامي اينها لزوم جنبههاي مختلف مشاوره را در تمام مراحل درماني مطرح مينمايد.
در بررسي به عمل آمده، غالب مطالعات، زنان را در دو گروه نا بارور و كنترل قرار دادهاند. گروه نا بارور، زناني با مشكلات نا باروري هستند كه در انتظار ART به سر ميبردند و گروه كنترل، زناني با توزيع سني مشابه هستند كه حداقل يك فرزند داشته و نيز سابقهاي از ART نداشتهاند. اين دو گروه از طريق تكميل پرسشنامه مورد ارزيابي و مقايسه قرار گرفتند.
گروه نا بارور ميزان بالاتري از احساسات هيجاني منفي را نشان دادند (69-37 درصد). روابط جنسي و زناشويي زوج در گروه نا بارور بيشتر تحت تأثير قرار گرفته بود. همچنين در زمان مشاوره، رضايتمندي ذهني در گروه نا بارور به خصوص زنان با سابقه درمان ناموفق قبلي، اختلاف معناداري را با گروه كنترل نشان ميداد كه در زمينه خلق افسرده، حافظه و تمركز، اضطراب و ترس و نيز جذابيت از نگاه ديگران بارزتر بود و اما شيوع اختلال افسردگي در گروه نا بارور 25 درصد به دست آمد، در حالي كه در گروه كنترل 8/6 درصد بود.
از مطالعات موجود، اين طور برآورد ميشود كه زنان برخوردار از مشكلات باروري به خصوص آنهايي كه جهت درمان خود تلاش مينمايند اما موفق نميشوند، آشفتگي هيجاني پيدا ميكنند كه اين امر ضرورت يك مشاوره حرفهاي را ميطلبد كه نه تنها بر احساسات و تجارب كنوني، بلكه بر سوابق گذشته زوج در خصوص نحوه برخورد با اين موضوع توجه مينمايد و از آنجا كه اثبات نشده واكنشهاي رواني جدي در اين افراد شايع باشد، لذا انجام مشاورههاي رواني ـ اجتماعي مناسب ميتواند نقش بسزايي در آماده سازي اين افراد پيش از درمان، حين درمان و پس از انجام اقدامات درماني ايفا نمايد.
سیدمرتضی قاسم زاده،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1386 )
چکیده
در دهه اخير، انتقال گامت و جنين بيگانه به رحم زن نابارور يكي از راههاي درمان ناباروري معرفي و درباره آن بسيار تبليغ و سرمايهگذاري شده است. تمام بحثها پيرامون شيوههاي پزشكي، جواز شرعي و قانوني و آثار انتقال متمركز شده است. ولي با كمال تأسف، شرايط اساسي صحت قرارداد در اين باره مغفول مانده و مورد مطالعه، تحقيق و پژوهش قرار نگرفته است. در اين مقاله شرايط اساسي صحت قراردادهاي مربوط به انتقال گامت و جنين براي درمان ناباروري تجزيه و تحليل شده است. بدون ترديد در انتقال گامت و جنين بيگانه به رحم زن نابارور، اراده انتقالدهنده و انتقال گيرنده نقش محوري دارد. زيرا اصل حكومت و آزادي اراده ايجاب ميكند كه بدون رضاي كسي نتوان گامت او را مجاني يا حتي در ازاي پرداخت پول گرفت و براي تشكيل جنين اقدام كرد.
از طرف ديگر رضاي گيرنده نيز لازم است و گامت يا جنين ديگري را نميتوان بدون رضاي گيرنده به رحم او منتقل كرد. وانگهي هرگاه گيرنده شوهر داشته باشد اذن شوهر نيز لازم است. پزشك يا مؤسسه پزشكي ممكن است به عنوان واسطه يا مستقل عمل كند. در صورتي كه بين دهنده و گيرنده نقش واسطه را ايفاء و كار آنان را تسهيل كند، استحقاق دريافت اجرت كار خود را دارد. ولي هر گاه نخست گامت و جنين به مؤسسه پزشكي منتقل شود و گيرنده آن را از مؤسسه پزشكي در برابر پرداخت پول بگيرد، مسأله فروش گامت و جنين و رقابت فروشندگان اجزاي انساني پا ميگيرد و نظم ازدواجهاي سنتي را در هم ميريزد.
ماليت گامت و جنين نيز قابل بحث است و دست كم، گرفتن پول براي اهداء، واگذاري، نگهداري، فراوري و انتقال آن مانعي ندارد.
زهره بهجتی اردکانی، محمدمهدی آخوندی، علیرضا میلانیفر، یونس مدبری، لیلی چمنی، محسن معینی، بهزاد قربانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1386 )
چکیده
با شكل گيري و تولد اولين فرزند ناشي از به كارگيري تكنيك لقاح خارج رحمي در سال 1978، درمان ناباروري زوجهاي بدون فرزند تا حدودي محقّق گرديد. توسعه روشهاي لقاح خارج رحمي، امكان لقاح و تشكيل جنين و باروري زوجيني را فراهم نمود كه حتي در شرايط اوليه ظهور اين تكنولوژي (In Vitro Fertilization-IVF)، باروري آنها ميسّر نبود. در عين حال، در موارد قابل توجهي از ناباروريها، دستيابي به گامت (تخمك يا اسپرم) سالم زوج، جهت تشكيل جنين امكانپذير نيست. در اين شرايط استفاده از گامت يا جنين جايگزين بهعنوان يكي از راههاي موفق درمان ناباروري مطرح شده است. استفاده از گامت جايگزين نيازمند اطمينان از سلامت اهدا كننده و دريافت كننده و تطابق خصوصيات و ويژگيهاي ظاهري، خوني، فرهنگي ـ اجتماعي و رعايت تناسب ديني ـ مذهبي است و انجام آن مستلزم در نظر گرفتن كليه جوانب و رعايت دستورالعملهاي لازم در اين زمينه است. از آنجا كه با استفاده از اين روشها امكان وقوع حاملگي در زنان بالاي چهل سال نيز فراهم ميشود، لازم است علاوه بر ارزيابي معمول سلامت، بررسيهاي بيشتري نيز از وضعيت سلامت جسمي، عوامل خطر حاملگي و عليالخصوص آمادگي روحي نيز صورت پذيرد. اولين اقدام در درمان ناباروري با استفاده از گامت جايگزين، آگاهي زوجين نابارور از چگونگي دريافت گامت، تشكيل جنين و شكلگيري عمل لقاح خارج از رحمي است تا نگرانيهاي حاصل از انجام اين عمل و اطمينان از سلامتي آن، خطرات مربوط به آن، درصد موفقيت و هزينههاي احتمالي، مورد بررسي قرار گيرد. به دنبال آن، اطمينان اهدا كننده و دريافت كننده از نگرانيهاي شرعي و قانوني، محرمانه ماندن هويت دهنده از گيرنده و بالعكس و چگونگي ارزيابي سلامت گامت و جنين حاصل از موارد قابل توجهي است كه بايد در جلسات مشاوره ارائه گردد. بررسي سلامت اهدا كننده با گرفتن شرح حال و معاينه فيزيكي و آزمايشهاي كلينيكي و مشاورههاي عفوني، داخلي و ژنتيك تكميل ميشود و از صحت و سلامت روان نيز در مشاوره اطمينان حاصل ميشود و هر گونه نگراني و نقص در موارد فوق كه منجر به انتقال از گامت به جنين باشد، موجب حذف اهدا كننده از مراحل اهدا خواهد شد. خصوصيات گيرنده با دريافت كننده شامل مشخصات فنوتيپي زوجين نظير قد، وزن، رنگ پوست، چشم، مو، بر اساس درخواست دريافت كننده تطبيق داده ميشود. هر چند مطابقت گروه خوني از نظر پزشكي لازم نيست، ولي در مواردي تطابق آن ضروري ميشود. در بسياري از موارد دريافت كنندگان علاقهمند به طرح موارد خاصي از مشخصات اهدا كننده نظير اعتقادات، سطح فرهنگي ـ اجتماعي، ضريب هوشي و تحصيلات هستند كه در صورت امكان، كلينيكهاي اهدا بايد همكاريهاي لازم را معمول دارند.
پژمان عقدک، فرشته مجلسی، حجت زراعتی، حسن افتخار اردبیلی،
دوره 8، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده
در اين مطالعه مقطعي، نيازهاي آموزشي مرتبط با بهداشت باروري، در سه حيطه بهداشت باروري، روابط با همسر و قوانين اسلامي و حقوقي، تعداد 2117 نفر از داوطلبان ازدواج در شهر اصفهان، به روش نمونه گيري در دسترس و با استفاده از پرسشنامه خودايفا مورد بررسي قرار گرفتند كه موضوعات سرطانهاي شايع زنان و سلامت در روابط جنسي در حيطه بهداشت باروري، روشهاي برقراري ارتباط با همسر و چگونگي حل اختلافات با همسر در حيطه روابط با همسر و نيز احکام شرعي مربوط به روابط جنسي و توصيههاي اسلام در مورد روابط با همسران در حيطه قوانين و احکام اسلامي، مورد بررسی قرار گرفتند.
تحليل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS II انجام شد و مقايسه دو گروهی ميانگينها با آزمون آماری t، مقايسه نظرهاي زنان و مردان با کای مربع، اولويت بندی نيازهای آموزشی با محاسبه ميانگين رتبهها (Mean Rank) و مقايسه ارتباط نيازهای آموزشی در بيش از دو گروه با آناليز واريانس يکطرفه صورت گرفت. ميانگين سني در زنان، 5/22 سال (SD 2/4) سال و در مردان، 5/26 سال (SD 3/4) سال بود. بين ميزان نياز آموزشي موضوعات حيطه بهداشت باروري و شغل زنان (05/0>P)، شغل مردان (01/0>P)، سن زنان(05/0>P) و تحصيلات زنان و مردان (01/0>P)، ارتباط معنيداري وجود داشت. همچنين بين ميزان نياز آموزشي موضوعات حيطه روابط با همسر و شغل زنان (001/0>P)، شغل مردان (05/0>P) و سن زنان و مردان (01/0>P) و نيز بين ميزان نياز آموزشي موضوعات حيطه قوانين اسلامي و حقوقي و شغل زنان (001/0>P)، سن زنان و مردان (05/0>P) و تحصيلات (01/0>P) ارتباط معنيداري به چشم ميخورد.
در مردان تحصيل کردهتر اعلام نياز به آموزش بيشتر ديده ميشد، درحالی که در زنان، با افزايش تحصيلات، ميزان نياز به آموزش، کاهش پيدا ميكرد. ميزان نياز به آموزش در زنان با افزايش سن کاهش داشت، ولي در مردان تفاوتي در ميزان نياز گروههاي مختلف سني مشاهده نشد. ميزان نياز به آموزش زنان کارمند از ساير گروهها کمتر و در مردان کارمند از ساير گروهها بيشتر بود. علاوه بر اين، ميزان نياز به آموزش در ساکنان شهري و روستايي، تفاوت معنيداري نداشت. در نهايت، اولويتهای آموزشی مورد نياز داوطلبان ازدواج با مطالب آموزشی فعلی در کلاسهای آموزش قبل از ازدواج منطبق نبودند و آموزشهای فعلی، در ردههای آخر نيازهای آموزشی قرار داشتند.
بتول رشیدی، علی منتظری، نسرین عابدینیا، مامک شریعت، مهناز اشرفی، فاطمه رمضانزاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
اين مطالعه کيفيت زندگي زوجين نابارور تحت درمان ICSI/IVF را براساس آزمون SF-36 بررسي ميکند. بدين منظور 1028 مرد و زن نابارور (514 زن و 514 مرد) با روش نمونهگيري ساده (در دسترس بودن ) از مراکز درمان ناباروري، مرکز تحقيقات بهداشت باروري وليعصر (عج) و رويان انتخاب شدند و سپس آنها آزمون SF-36 و پرسشنامه خصوصيات دموگرافيک را تکميل نمودند. دادهها توسط نرم افزار SPSS 11.5 مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و از آزمونهاي آماري t-test و تحليل پراکندگي يک طرفه (ANOVA) استفاده شد. نتايج نشان دادکه مردان نابارور در مقايسه با زنان نابارور از کيفيت زندگي بهتري برخوردارند و اين تفاوت از لحاظ آماري معنيدار بود (0.001>P). کيفيت زندگي با علت ناباروري نيز رابطه داشت و اين رابطه از لحاظ آماري معنيدار بود (0.05>P). با توجه به نتايج حاصل از اين مطالعه ميتوان گفت زنان نابارور نسبت به مردان در معرض آسيب بيشتري از نظر كيفيت زندگي نامطلوب قرار دارند و اقدامات حمايتي در مورد هر دو جنسيت بويژه زنان ضروري بهنظر ميرسد.
زهره شاه حسینی، معصومه سیمبر، علی رمضانخانی،
دوره 11، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
با توجه به نياز متفاوت نوجوانان به خدمات بهداشت باروري نسبت به بزرگسالان، اين مطالعه با هدف شناخت ادراکات ذهني نوجوانان و افراد آگاه شاخص، از خدمات بهداشت باروري مورد نياز دختران نوجوان و کشف ساختاري از ديدگاههاي ذهني مبتني بر تجربه آنان انجام پذيرفت. در اين پژوهش كيفي در شهرستان ساري 67 دختر نوجوان شهري و روستايي 18-12ساله با شركت در 8 جلسه بحث گروهي متمركز و 11 فرد كليدي با شركت در مصاحبههاي نيمه ساختار يافته تجارب خود را بيان نمودند. نمونهگيري مبتني برهدف و با حداكثر تنوع صورت گرفت. تجزيه و تحليل دادهها با روش تحليل درون مايهاي انجام شد. پنج مضمون اصلي از يافتهها استخراج شد كه ميتوانند تجربيات مشاركتكنندگان را در رابطه با ساختارخدمات بهداشت باروري مورد نياز دختران نوجوان به تصويركشند. اين مضامين عبارت بودند از: "خدمات عمومي،" خدمات اختصاصي،" تقويت عوامل تسهيلكننده استقبال از خدمات،"حذف عوامل بازدارنده استقبال از خدمات" و " مديريت مطلوب خدمات" مضمونهاي اصلي و فرعي با جملاتي از بيانات مشارکتکنندگان در پژوهش توضيح داده شدهاند. برنامهريزي براي ارتقاي خدمات دوستدار نوجوان در سطح ملي و منطقهاي، ميتواند به افزايش سطح سلامت دختران و پيشگيري از رفتارهاي پرخطر منجر شود.
افسانه کرامت، سیدعباس موسوی، کتایون وکیلیان، رضا چمن،
دوره 12، شماره 3 - ( 3-1392 )
چکیده
ارتباط و دوستيهاي قبل از ازدواج بين دختر و پسر يکي از موضوعات مهم فرهنگي و اجتماعي در جامعه ما محسوب ميشود كه تا حدد زيادي ميتواند سلامت جوانان ما را متأثر سازد. امروزه اين مسئله در دانشگاهها در حال رشد بوده، و به دليل عواقب نامطلوب، تبيين علل آن يکي از قدمهاي اول در برنامهريزي براي مسائل جوانان و سلامت آنان است. مطالعه حاضر از نوع کيفي بوده که براساس تحليل محتوي انجام شد.20 دانشجو به روش گروه متمرکز با سؤالات نيمه ساختار يافته و نمونهگيري مبتني بر هدف وارد نمونهگيري شدند. هر جلسه به مدت 90 دقيقه به طول انجاميد. قبل از ورود، اهداف مطالعه با آنان در ميان گذاشته شده و رضايتنامه کتبي از آنها اخذ شد.3 درونمايه از اين مطالعه استخراج شد. درونمايه اول انگيزه رفتار جنسي پسران قبل از ازدواج شامل انگيزههاي جنسي, عاطفي, و آشنائي با روحيات جنس مخالف بود. دومين درونمايه عوامل تسهيلکننده و پيشگيريکننده از رفتارهاي جنسي شامل زير گروههاي خانواده, جو جوامع, چارچوب فکري افراد, ناتواني فرهنگسازي مناسب در برابر تهاجم فرهنگ غرب و افزايش سن ازدواج بود و درونمايه سوم نيز عبارت بود از نيازهاي بهداشت باروري پسران شامل نيازهاي آموزشي, کمبود مهارت نوجوان و افرادي که در ارتباط با آموزش نوجوان هستند و عدم اطلاع رساني و ارائه نامناسب خدمات بهداشت باروري براي جوانان. از آنجا که کشور ما جامعه جوان محسوب شده و رفته رفته با نفوذ فرهنگ غرب از طريق رسانهها مواجه است بايد برنامههاي مدون بهداشت باروري متناسب با نيازهاي روز، و متناسب با فرهنگ ايراني اسلامي را در رأس برنامههاي جوانان قرار دهيم. اين برنامهها بايد بر اساس مطالعات و تحقيقات جامع در اين زمينه انجام شود و بر مؤلفههاي شکلگيري رفتارهاي جنسي بين دختران و پسرا ن تأکيد شده و راهکارهاي مناسب براي کنترل آنها اتخاذ شود.
مرتضی کریمی، رضا عمانی سامانی، عاطفه شیرکوند،
دوره 14، شماره 4 - ( 5-1394 )
چکیده
خانواده یکی از قدیمی ترین نهادهای اجتماعی در ایران است که نقش مهمی در تولید مثل، جامعه پذیرکردن و درونی کردن ارزش های بنیادین در فرزندان به عهده دارد. مسأله ناباروری در میان زوجها، که 25 درصد از زوج های ایرانی تجربه اولیه آن را دارند، می تواند بنیاد این نهاد اجتماعی را متزلزل نماید. فنآوریهای پیشرفته و مراکز درمان ناباروری با هدف درمان ناباروری و بازگرداندن کیفیت زندگی به خانواده ابداع و یا وارد شدند. اما بر اساس نتایج این تحقیق، طی کردن مسیر درمان و تجربه ناباروری به دلیل وجود برخی مسایل فرهنگی و اجتماعی، نظیر داغ خوردن فرد نابارور از سوی جامعه و اعمال فشارهای مختلف مالی، شغلی، فردی و جمعی به خصوص برای زنان دشوار است. هدف این تحقیق بررسی دقیق و عمیق این دشواری ها با استفاده از روش نظریه-میدانی(Gerounded Theory) بود که در این راه با 21 زن نابارور مصاحبه عمیق صورت گرفته است.
آذر یحیایی، نورالسادات کریمان، مهرزاد کیانی، حمیدرضا دانش پرور، سوده شهسواری،
دوره 15، شماره 1 - ( 11-1394 )
چکیده
اهدای جنین از فناوری های نوینی است که در دهه های اخیر برای درمان زوج های نابارور به کار گرفته شده است. کاربرد این فناوری همچون دیگر امکانات زیستی جدید، پاره ای دغدغه های اخلاقی پدید آورده است و از آنجا که ضرورت تضمین سازگاری چنین پیشرفت هایی با معیارهای اخلاقی ناظر بر حمایت افراد در برابر استفاده نادرست از فناوری های نوین وجود دارد، پژوهشی با هدف تعیین میزان رعایت اصول اخلاقی در اهدای جنین طراحی و اجرا گردید که در این مقاله میزان رعایت حقوق متقاضیان دریافت جنین اهدایی بر مبنای اصول اخلاقی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی است که از مهر ماه 1392 تا تیر ماه 1393 از طریق مصاحبه با 100 زوج متقاضی دریافت جنین اهدایی در واحد پزشکی قانونی منطقه مرکزی تهران، پیرامون نحوه خدمات رسانی مراکز درمان ناباروری فعال در حوزه اهدای جنین انجام شده است. ضمن اینکه، دستورالعمل این مراکز درمان ناباروری پیرامون نحوه اهدای جنین نیز اخذ گردیده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته بود. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد، در بیش از 50% موارد، اطلاعات مختصر در خصوص ابعاد مختلف پروسه اهدای جنین در اختیار متقاضیان قرار داده شده است و در بیش از 80% موارد، به ضرورت انجام مشاوره تخصصی حقوقی یا فقهی اشاره نشده است. در 64% موارد تطابق خصوصیات اهدا گیرنده و جنین اهدایی امری اتفاقی عنوان شده است. در 76% موارد پروسه اهدای جنین مطلقاً محرمانه توصیف شده است. در 28% موارد تعارض منافع پزشک و بیمار در انتخاب مرکز ارائه دهنده خدمت رخ داده است. ارائه خدمات بدون اعمال هر گونه محدودیت یا اولویت بندی انجام شده است و در اغلب موارد، سلامت جنین اهدایی تضمین نشده است که بر این اساس می توان گفت، اصول اخلاقی احترام به استقلال فردی، عدالت، سود رسانی و عدم زیانباری در مورد متقاضیان دریافت جنین اهدایی در اغلب موارد رعایت می شود.
احمد وثوق تقی دیزج، زهرا عزآبادی، افسانه تکبیری، اکرم بنی اسدی،
دوره 15، شماره 3 - ( 3-1395 )
چکیده
از آنجا که بیمار محوری تمرکز مراقبت های درمانی را از بیماری به سمت بیمار سوق می دهد، این موضوع در ارتقای کیفیت خدمات ارائه شده اهمیت روزافزونی یافته است. این پژوهش با هدف بررسی میزان محوریت بیمار در درمان ناباروری انجام شده است. این پژوهش مطالعه ای توصیفی-تحلیلی در مورد 268 نفر از مراجعان مرکز درمان ناباروری پژوهشگاه رویان است که بصورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محوریت بیمار در درمان ناباروری (PCQ-Infertility) بود که شامل 45 گویه و 8 بعد دسترسی، اطلاعات و توضیحات، مهارت های ارتباطی، مشارکت در درمان، احترام به ارزشها، استمرار دوره درمان، صلاحیت کارکنان و سازمان مراقبت بود. روایی پرسشنامه با نظر خبرگان و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار SPSS-17 و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون یو من ویتنی و در سطح معناداری کوچکتر از 0/05انجام شد. نتایج بدست آمده نشان داد که در بازه امتیازی بین 0 تا 3، میانگین محوریت بیماران در درمان ناباروری1/26 است. بالاترین میزان بیمار محوری مربوط به بعد مهارت های ارتباطی کارکنان ( 1/49 ) و پایین ترین آن مربوط به بعد استمرار دوره درمان (1/02 ) بود. همچنین 0/05 بین میانگین امتیاز بیمارمحوری در زنان و مردان و بین امتیاز بیمار محوری در بارداران و غیربارداران اختلاف معنادار وجود نداشت. فرآیندهای ارائه خدمات باید به نحوی طراحی گردد که علاوه بر مشارکت بیمار، در تمام طول درمان حمایت عاطفی لازم از بیماران انجام پذیرد.
شهین دخت نوابی ریگی، تکتم کیانیان، فتیحه کرمان ساروی، فریده یغمایی،
دوره 15، شماره 5 - ( 7-1395 )
چکیده
زنان نابارور همواره در معرض استرس و اضطراب زیادی قرار دارند که این امر می تواند کیفیت زندگی آنان را تحت تاثیر قرار دهد. لذا این مطالعه با هدف تعیین کیفیت زندگی زنان نابارور شهر شیراز و عوامل مرتبط با آن انجام شد. مطالعه حاضر یک مطالعه همبستگی و مقطعی بود که بر روی زنان نابارور مراجعه کننده به مرکز درمان ناباروری شهر شیراز در سال 1390 انجام شد. 162 زن نابارور به روش دردسترس وارد مطالعه شدند. مشخصات فردی با استفاده از فرم مشخصات فردی و کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه اختصاصی کیفیت زندگی زوجهای نابارور جمع آوری شد. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و آزمون های استنباطی نظیر آزمون همبستگی پیرسون تحت نرم افزار 17 spss در سطح معنی داری 5 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد میانگین انحراف معیار کیفیت زندگی زنان نابارور به طور کل در سطح خنثی قرار دارد. همچنین بیشترین میانگین انحراف معیار کیفیت زندگی مربوط به بعد جسمی و کمترین میانگین انحراف معیار مربوط به بعد عاطفی کیفیت زندگی این زنان بود. بین برخی مشخصات فردی و اجتماعی نظیر میزان تحصیلات، سابقه بیماری مزمن و علت ناباروری با کیفیت زندگی ارتباط آمار معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری:کیفیت زندگی زنان نابارور در سطح قابل قبولی نیست و عوامل متعددی بر آن تاثیرگذار هستند که با شناسایی و تعدیل این موارد میتوان کیفیت زندگی این افراد را در جهت مثبت ارتقا داد.
زینب فتاحی، سیده زهرا معصومی، فرزانه سلطانی، قدرت اله روشنایی،
دوره 16، شماره 5 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: آگاه سازی مادران به عنوان نخستین معلمین دختران می تواند سهم عمده ای در پیشگیری از مشکلات بهداشت باروری نسلهای آینده داشته باشد. مطالعه حاضر تاثیر آموزش مادران را بر دانش بهداشت باروری دختران مورد بررسی قرار داده است.
مواد و روش کار: مطالعه مداخله ای حاضر بر روی 120 دختر دانش آموز در مدارس دوره اول متوسطه و مادران آنها.و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انجام شده است. قبل از مداخله دانش بهداشت باروری مادران و دختران توسط پرسشنامه طراحی شده بر اساس پرسشنامه سازمان سلامت جهان سنجیده شد. سپس مادران گروه آزمون در 4 جلسه هفتگی آموزشی شرکت کرده و اطلاعات مورد نیاز در خصوص بهداشت باوری را دریافت نمودند. بعد از گذشت 3 ماه، مجددا" پرسشنامه ها توسط دختران هر دو گروه تکمیل گردید و نتایج در دو گروه مقایسه گردید.
یافته ها: مادران منبع اصلی کسب اطلاعات دختران در هر دو گروه آزمون و کنترل (55 درصد) بودند. بر خلاف گروه کنترل، تفاوت معنادار بین میانگین نمرات دانش بهداشت باروری دختران گروه آزمون قبل از مداخله و 3 ماه بعد از آموزش مادران ایجاد شد.
بحث و نتیجه گیری: در مطالعه حاضر آموزش مادران از طریق افزایش دانش آنان و متعاقبا" انتقال اطلاعات به دختران شان، منجر به ارتقای سطح دانش دختران نسبت به مبانی اولیه بهداشت باروری گردید.
امیر عرفانی، جواد شجاعی،
دوره 17، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
مقدمه: آگاهی از تعداد مطلوب (ایده آل) فرزندان، کمک به تدوین سیاستهای جمعیتی واقع گرایانه و موثر کمک می کنند. میانگین تعداد مطلوب فرزندان مردان و زنان جوان متاهل ساکن شهر تهران با توجه به شرایط واقعی و ایده آل زندگی در این مقاله بررسی شد.
مواد و روش کار: این پژوهش متکی بر دادههای پیمایش 1391 نیات باروری شهر تهران (حجم نمونه = 2267) است که در جمعیت زنان و مردان متاهل زیر 36 سال ساکن مناطق 22 گانه شهر تهران اجرا شد. میانگین تعداد مطلوب فرزندان در شرایط واقعی و ایده آل زندگی برای کل جمعیت و به تفکیک زیر گروهای اقتصادی- اجتماعی جمعیت مورد مطالعه برآورد شد.
یافته ها: بر اساس یافته ها، میانگین تعداد فرزندان مطلوب در شرایط زندگی واقعی و ایده آل زندگی به ترتیب 1/6 و 2/2 فرزند اظهار شده است. با افزایش سطح تحصیلات، سن ازدواج و درآمد و با کاهش دینداری، تعداد مطلوب فرزند کاهش می یابد. همچنین، ساکنین مناطق جنوبی تهران تعداد فرزندان مطلوب بیشتری را اظهار کردند.
بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که تعداد مطلوب فرزندان زوجین جوان متاثر از شرایط زندگی آنها شکل می گیرد. لذا، موفقیت سیاستهای تشویق موالید منوط به ایجاد تغییرات در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی به نحوی است که فرزندآوری زوجین جوان را تسهیل کند.
آذر یحیایی، نورالسادات کریمان، مهرزاد کیانی، حمیدرضا دانش پرور، سوده شهسواری،
دوره 17، شماره 4 - ( 5-1397 )
چکیده
مقدمه: اهدای جنین از فناوری های نوینی است که در دهه های اخیر برای درمان زوج های نابارور به کار گرفته شده است. کاربرد این فناوری همچون دیگر امکانات زیستی جدید، پاره ای دغدغه های اخلاقی پدید آورده است و از آنجا که ضرورت تضمین سازگاری چنین پیشرفت هایی با معیارهای اخلاقی ناظر بر حمایت افراد در برابر استفاده نادرست از فناوری های نوین وجود دارد، پژوهشی با هدف تعیین میزان رعایت اصول اخلاقی در اهدای جنین طراحی و اجرا گردید که در این مقاله بر مبنای پژوهش فوق، میزان رعایت حقوق متولدین از روش اهدای جنین بر مبنای اصول اخلاقی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش کار: پژوهش حاضر، مطالعه ای توصیفی است که از مهر ماه 1392 تا تیر ماه 1393 از طریق مصاحبه با 100 زوج متقاضی دریافت جنین اهدایی در واحد پزشکی قانونی منطقه مرکزی تهران، پیرامون نحوه خدمات رسانی مراکز درمان ناباروری فعال در حوزه اهدای جنین انجام شده است. ضمن اینکه، دستورالعمل این مراکز درمان ناباروری پیرامون نحوه اهدای جنین نیز اخذ گردیده است. ابزار پژوهش دو پرسشنامه محقق ساخته بود. که عملکرد مراکز درمان ناباروری را در پروسه اهدای جنین بر مبنای اصول اخلاقی مورد ارزیابی قرار می دهد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شده است.
یافته ها: نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد، در اغلب مراکز درمان ناباروری در خصوص رعایت حقوق متولدین از روش اهدای جنین در مسائلی چون شناخت هویت و زمینه های ژنتیکی، تضمین امکان پرورش در خانواده ای با حداکثر شباهت فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی به خانواده بیولوژیک، تضمین سلامت جنین اهدایی؛ همچنین تضمین منافع فرد در مواردی چون ارث، جلوگیری از ازدواج با محارم و مسائلی از قبیل خرید و فروش جنین و منابع تأمین جنین اهدایی، تمهیدات مؤثری اندیشیده نشده است.
بحث و نتیجه گیری: اصول اخلاقی احترام به استقلال فردی و عدالت در مورد متولدین از روش اهدای جنین به ندرت رعایت می شود؛ همچنین اصول سود رسانی و عدم زیانباری در مورد ایشان گاهی رعایت می شود.
سراج الدین محمودیانی، علی یار احمدی، افشان جوادی،
دوره 19، شماره 2 - ( 1-1399 )
چکیده
مقدمه: باروری زنان در ایران در دهه های اخیر تغییرات قابل توجهی را تجربه نموده است. باروری ایده ال یکی از مهمترین پیش بینی کننده های باروری آینده در نظر گرفته میشود. باروری ایده آل از آن دسته رفتارهایی است که از محیط اجتماعی و نگرش دیگران مهم نیز تأثیر خواهد پذیرفت. از اینرو در مطالعه حاضر تلاش شده است که رابطه نگرش دیگران مهم شبکه اجتماعی زنان و باروری ایده آل آنها بررسی شود.
مواد و روش کار: از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. برای این منظور تعداد 1247 زن متأهل 49-15 ساله مناطق روستایی استان فارس در سال 1394 با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای پیمایش شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که باروری ایده آل زنان مورد مطالعه حدود 5/2 فرزند است. از بین ویژگی های جمعیتی و اقتصادی- اجتماعی، تحصیلات و مذهب اثر معنادار بر باروری ایده آل زنان روستایی دارند. همچنین یافته ها نشان داد که به ترتیب نگرش همسر، مادر و دوستان بیشترین اثر معنادار و مثبتی بر باروری ایده آل زنان روستایی داشته اند.
نتیجه گیری: بخش بسیار مهمی از نگرش زنان در خصوص باروری در محیط اجتماعی و خانوادگی آنها شکل میگیرد و صرف مشخصات فردی زنان دیگر به تنهایی نمیتواند مهمترین تعیین کننده باشند. امروزه باروری از رفتاری فردی-زیستی به رفتاری اجتماعی نزدیک شده است. زنان ایرانی در شبکه های خانوادگی و دوستی، نگرش باروری خود را تعدیل و حتی شکل خواهند داد.
سراج الدین محمودیانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 3-1399 )
چکیده
مقدمه: با توجه به تغییرات باروری زنان در ایران و ضرورت سیاست گذاری در این زمینه در سال های اخیر در مطالعه حاضر تلاش شد که تغییرات باروری زنان دارای همسر 49-15 ساله در دو سطح فردی و استانی تبیین شود.
مواد و روش کار: برای حصول هدف فوق داده های فردی دو درصد سرشماری 1395 و نیز برخی اطلاعات استانی در قالب مدل خطی سلسله مراتبی دو سطحی در محیط نرم افزار HLM تحلیل شد.
یافته ها نتایج نشان داد که اثر مشخصه های سطح فردی بر باروری بیشتر از اثر مشخصه های سطح استانی است. تفاوت باروری زنان در بین استانهای کشور معنادار بوده است. تمامی مشخصههای فردی زنان اثر معنادار بر باروری آنها داشته است و حدود 44 درصد از واریانس باروری زنان را تبیین نمودند. حدود 46 درصد از واریانس بین استانی باروری زنان به وسیله متغیرهای استفاده شده در تحقیق حاضر، تبیین شد.
نتیجه گیری: از سویی افزایش دوباره باروری مغایر با روند تغییرات اجتماعی جامعه و وضعیت خود زنان است زیرا زنان خود را با تغییرات سطح کلان انطباق خواهند داد، و از سویی دیگر از آنجایی که تغییرات اجتماعی و اقتصادی روشن شده است بنابراین کاهش شدیدتر باروری در نتیجه تغییرات فوق چندان محتمل نیست و تداوم نسبی سطح فعلی باروری قابل انتظار است.