8 نتیجه برای سعیدی
مازیار مرادی لاکه، اختر جمالی، علی ستایش، حسین سعیدی، میرمنصور میرصمدی، رضا حاتم آبادی،
دوره 3، شماره 3 - ( تابستان 1383 )
چکیده
باتوجه به اهمیت ثبت داده ها بعنوان یکی از زیرساخت های سامانه مراقبت از بیماران آسیب دیده، پژوهش حاضر با هدف طراحی و پیاده سازی آزمایشی و امکان سنجی ثبت داده های ویژه بیماران آسیب دیده در مجتمع حضرت رسول اکرم (ص) تهران انجام گرفت. پژوهش از نوع مداخله ای و بخشی از طرح «پیاده سازی سامانه مراقبت از آسیب دیدگان در مجتمع حضرت رسول اکرم (ص)» بود. پس از تهیه فهرست «حداقل داده های ضروری»، طراحی دستورالعمل ثبت داده ها و دستیابی به توافق نهایی در مورد فرآیند ثبت داده ها (از طریق سازوکار دلفی)، شاخص هایی برای ارزیابی پوشش و کیفیت ثبت داده ها تعیین گردید. روند تغییرات شاخص ها، از طریق ارزیابی ثبت داده ها در 2003 مراجعه کننده آسیب دیده اورژانس مجتمع (در فاصله ابتدای مرداد ماه 1382 تا انتهای اردیبهشت ماه 1383)، با استفاده از آزمون های آماری بررسی شد. ارزیابی شاخص های پیاده سازی دستورالعمل ثبت داده ها، نشان دهنده روند فزاینده پوشش کمی ثبت داده ها در مراجعان آسیب دیده بود (شیب معادل 0.03 و P<0.001). همچنین متوسط «درصد موارد تکمیل نشده (خالی) داده ها در فرم ها» بعنوان شاخص اصلی کیفیت ثبت داده ها در طول 10 ماهه اجرای پژوهش کاهش معنی داری یافت (شیب معادل 0.02- و P<0.001). این پژوهش، امکان پذیر بودن ثبت داده ها (با هدف تامین نیازهای بالینی و مدیریتی و فراهم آوردن زمینه ای برای پژوهش در این حیطه) را با استفاده از نیروهای موجود مجتمع نشان داد. بنظر می رسد کلیه فرآیندهای مربوط به «ثبت داده های بیماران آسیب دیده» در وظایف کارکنان پرستاری قابل ادغام است.
مازیار مرادی لاکه، مریم سعیدی، مرتضی ناصربخت،
دوره 7، شماره 4 - ( پاییز 1387 )
چکیده
با توجه به فعالیت گسترده عطاران در بکارگیری گیاهان دارویی در زمینه مشکلات مربوط به سلامت، این مطالعه با هدف بررسی آگاهی عطاران شهر تهران از ویژگیهای گیاهان دارویی انجام گرفت. پس از تعیین حیطههای اصلی بررسی آگاهی، پرسشنامهای با 52 عبارت با نظر گروه مشاوران تخصصی طراحی گردید. پایایی کلی پرسشنامه مزبور در سنجش آگاهی عطاران، 82 درصد به دست آمد. 206 نفر از عطاران شهر تهران با نمونه گیری خوشهای تصادفی و در قالب 34 خوشه انتخاب گردیدند. پرسشگران آموزش دیده از طریق مراجعه به محل عطاری، به پرسشگری اقدام کردند.
امتیاز کلی عطاران از پرسشنامه 02/2 ±80/48 درصد به دست آمد. بیشترین امتیاز مربوط به حیطه نحوه تهیه شکل دارویی (8/71 درصد) و کمترین امتیاز مربوط به حیطه مورفولوژی گیاهان دارویی (3/34 درصد) بود. بین سابقه کاری و امتیاز کلی عطاران همبستگی مثبتی وجود داشت (008/0=P و 19/0=ρ Spearman’s ). امتیاز کلی در افرادی که دارای پایه تحصیلات بالاتری بودند، به نحو معنیداری بیشتر از سایر گروهها بود (001/0>P). همچنین امتیاز افرادی که شیوه یادگیری خود را شرکت در دورههای آموزشی ذکر کرده بودند، به نحو معنیداری بیش از افرادی بود که شیوه آموزش خود را سینه به سینه یا استفاده از سایر روشها ذکر کرده بودند (009/0=P).
نتایج این مطالعه ناکافی بودن آگاهی برخی از عطاران در زمینه گیاهان دارویی را نشان داد. لزوم تقویت آگاهی عطاران از طریق مداخلات آموزشی و نظارت بر کار آنان از سوی سازمانهای متولی سلامت به منظور ارتقای کیفیت ارائه خدمات عطاران و بکارگیری منطقی گیاهان دارویی از سوی آنان توصیه میگردد.
مازیار مرادی لاکه، امیر مهدی طالب، مریم سعیدی،
دوره 7، شماره 4 - ( پاییز 1387 )
چکیده
تهوع و استفراغ، شایعترین علامت در اوایل دوره بارداری است. راهکارهای درمانی مختلفی برای درمان این علامت به کار گرفته شده است. این مطالعه به منظور ارزیابی کارآیی و ایمنی مصرف زنجبیل یا Ginger (با نام علمی Zingiber officinale Roscoe) در کاهش شدت تهوع و دفعات استفراغ در اوایل بارداری انجام شد. بنابراین پایگاههای MEDLINE، EMBASE،CENTRAL ، CINAHLو SID برای جستجوی منابع مرتبط مورد استفاده قرار گرفتند. کارآزماییهای بالینی تصادفی شده که در آنها Ginger خوراکی با دارونما در کاهش تهوع و استفراغ اوایل بارداری مقایسه شده بود، انتخاب گردیدند. دو مرورگر مستقل، مقالات را از نظر کیفیت متدولوژیک (روش اجرای مطالعه) ارزیابی کردند و دادههای لازم را استخراج نمودند. 5 کارآزمایی بالینی، واجد معیارهای مربوط به ارزیابی کارآیی بودند. بر اساس این کارآزماییها، زنجبیل به نحو معنیداری بیش از دارونما سبب کاهش شدت تهوع شده بود (Pooled SMD به روش تصادفی معادل 882/0 با دامنه اطمینان 90 درصد 496/1- 267/0). همچنین اثر مشابهی در زمینه کاهش دفعات استفراغ مشاهده گردید (Pooled SMD به روش تصادفی معادل 631/0 با دامنه اطمینان 90 درصد 829/0- 433/0). در زمینه ارزیابی ایمنی، 5 مطالعه مداخلهای یا مشاهدهای وجود داشت که به بررسی بالینی عوارض بارداری در زنان مصرف کننده Ginger یا جنین آنها پرداخته بودند. در این مطالعات، شواهدی به نفع افزایش عوارض بارداری در مصرف کنندگان این فراورده گیاهی دیده نشد.
بر اساس یافتههای این مطالعه، زنجبیل سبب کاهش تهوع و استفراغ بارداری میگردد. همچنین اگر چه در رابطه با عوارض جانبی نگرانی هایی مطرح شده، اما شواهد بالینی موجود از آنها حمایت نمیکنند. بر اساس این شواهد میتوان Ginger را به شکلی ایمن در اوایل دوره بارداری و با مقادیر درمانی (حدود 1 گرم در روز) برای دورهای محدود به کار برد.
نسرین نیکپیما، ژیلا عابد سعیدی، اذناله آذر گشب، حمید علوی مجد،
دوره 13، شماره 1 - ( بهمن ـ اسفند 1392 )
چکیده
تحلیل چارچوب اولین بار در دهه 1980 توسط پژوهشگران مرکز ملی پژوهشهای اجتماعی انگلستان به عنوان شیوهای برای مدیریت و تحلیل دادههای کیفی در پژوهشهای کاربردی معرفی شد. هدف از این نوشتار، معرفی رویکرد تحلیل چارچوب، مراحل و روش انجام آن به عنوان شیوهای منظم در تحلیل دادههای کیفی است. بهمنظور دستیابی به مستندات علمی مرتبط با شیوه تحلیل چارچوب، جستجوی الکترونیک با استفاده از کلید واژههای مناسب به دو زبان فارسی و انگلیسی در پایگاههای اینترنتی (بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran)، بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران (IranMedex)، پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)، PubMed، ScienceDirect، InterScience، Ovid، ProQuest، Google) انجام شد و تعداد محدودی شواهد علمی در این زمینه بهدست آمد. برخی از این شواهد، به مقالاتی در حوزههای علوم بهداشتی و علوم اجتماعی اختصاص داشتند که برای انجام پژوهش از رویکرد کیفی و برای تحلیل دادهها از شیوه تحلیل چارچوب استفاده نموده و برخی دیگر به توضیح پیرامون مراحل انجام تحلیل چارچوب پرداخته بودند. تحلیل چارچوب، رویکردی سلسله مراتبی و پنج مرحلهای است که برای طبقهبندی و سازماندهی دادهها بر اساس درونمایههای کلیدی، مفاهیم و طبقات پدیدار شده مورد استفاده قرار میگیرد. این رویکرد در پژوهشهای حوزه خدمات بهداشتی به دلیل وضوح و شفافیت مراحل انجام تحلیل، انعطافپذیری و سهولت کاربرد بهویژه برای پژوهشگران کیفی تازه کار بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
نادره نادری روش، ژیلا عابد سعیدی، محمد علی بشارت، علی درویش پور کاخکی، حمید علوی مجد،
دوره 13، شماره 6 - ( آذر ـ دی 1393 )
چکیده
امروزه چگونگی واکنش انسان در برابر مسائل و مشکلات زندگی مورد مطالعه وسیع قرار گرفته است و گسترش مباحث مربوط به تنش، بیماری و سلامت، مطرح شدن مفاهیمی مانند سازگاری و راهبردهای مقابلهای را به دنبال داشته است. صاحب نظران در رشتههای مختلف، الگوها و نظریههای متفاوتی در رابطه با سازگاری ارایه نمودهاند. هدف از مطالعه حاضر، شناخت الگوها و نظریههای سازگاری با بیماری و بررسی نقاط قوت و ضعف آن ها است تا با آگاهی و شناخت از الگوهای متفاوت سازگاری با بیماری، بتوان برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی اقدامات تسهیل کننده سازگاری را انجام داد.
در این مطالعه، متون موجود در پایگاه دادههای ملی و بینالمللی و با استفاده از کلید واژههای ذی ربط متون فارسی و انگلیسی مرتبط با موضوع، بدون محدودیت زمانی شناسایی و مورد بررسی قرارگرفت. بررسی متون نشان داد رویکردها و نظریههای مختلفی در خصوص سازگاری با بیماری وجود دارد که در بین آنها نظریه ها و الگوهای مربوط به سازگاری با رویکردهای زیست شناختی، رفتاری، شناختی، ترکیبی و کل گرای زیستی بیشتر مطرح هستند. در نظریه و الگوهای سازگاری با رویکرد زیست شناختی، به جنبههای مختلف بیماری و عوارض مربوط به آن پرداخته شده است. رویکرد رفتاری نسبت به سازگاری، رفتار بیماران نسبت به بیماری را روشن ساخته است. الگوهای مربوط به سازگاری شناختی که بر ارزیابی شناختی بیماران از بیماری و به کارگیری راهبردهای مقابلهای با آنان تکیه دارند. بالأخره رویکرد ترکیبی و کل گرای زیستی، انسان را به عنوان یک موجود زیستی و روانی ـ اجتماعی در نظر گرفته است که به طور مداوم نسبت به محیط داخلی و خارجی خود عکسالعمل نشان داده و مرتباً با محیط داخلی و خارجی خود در تعامل است. در واقع، راهبردهای مقابلهای، مجموعهای از تلاشهای شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر، تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنش زا به کار میرود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن میشود. بیماری، موقعیتی را در زندگی فراهم مینماید که فرد مجبور به کسب تواناییهای جدید برای غلبه بر موقعیت تنش زا و تطابق با شرایط موجود است که در این رابطه، الگوها و نظریههای مختلفی ارائه گردیده است که از آن ها در پژوهشها و طراحی ابزارها نیز استفاده شده است تا نحوه سازگاری افراد در زمان سلامتی و بیماری مشخص شده و در صورت لزوم به آنان جهت سازگاری مؤثر کمک شود.
حسین ادیبی، ژیلا نجف پور، محمدرضا جعفری، مرتضی سعیدی،
دوره 15، شماره 6 - ( آذر ـ دی 1395 )
چکیده
یکی از مهم ترین نگرانی های نظام سلامت مباحث و چالش های ایمنی بیمار است. تحلیل ریشه ای خطا یک فرایند نظامند برای شناسایی علل و عوامل منتسب وقایع یا خطاها است. هدف از این مطالعه بررسی گزارشات تحلیل ریشه ای خطا برای تعیین سهم عوامل در رخداد وقایع ناگوار بود.
این مطالعه در یک بیمارستان آموزشی در سال 1393-94 انجام شد . فرایند تحلیل ریشه ای خطا منطبق بر پروتکل NPSA " تحلیل وقایع ناگوار بالینی " انجام شد. تعیین سهم فراوانی عوامل منتسب در رخداد هر واقعه ناگوار براساس آمار توصیفی انجام شد.
یدر بررسی 16 واقعه ناخواسته 38 مشکل مرتبط با مراقبت و خدمت و 317 فاکتور انتسابی شناسایی شد. از بین عوامل انتسابی عوامل مرتبط با وظیفه (20%)، آموزش (16%)، ارتباطات (14%) و تیم (13%) در رخداد وقایع ناخواسته بیشترین سهم را به خود اختصاص دادند.
نادیده گرفتن راهنماهای بالینی و دستورالعمل ها، نظارت و راهنمایی نامناسب، کمبود مهارت های ارتباطی و موضوعات مرتبط با فرهنگ سازمانی مهم ترین عوامل نقصان در این مطالعه بود.
نرگس سعیدی، احمدرضا سعیدی، فربد عبادی فرد آذر،
دوره 23، شماره 3 - ( خرداد ـ تیر 1403 )
چکیده
مقدمه: توسعه و تعدیل رفتارهای ارتقادهنده سلامت منجر به توانمند ساختن افراد در کنترل سلامت خود و بهبود وضعیت سلامت فرد و جامعه میشود و میتواند در ارتقای کیفیت زندگی وابسته به سلامت نقش عمدهای ایفا نماید. پژوهش حاضر با هدف تعیین وضعیت سبک زندگی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامت در غرب ایران در شهرهای کرمانشاه-سنندج- ایلام انجام شد.
مواد و روش کار: پژوهش حاضر مقطعی از نوع توصیفی - همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمامی شهروندان ساکن در شهرهای کرمانشاه، سنندج و ایلام بودند که با استفاده از نمونهگیری تصادفی- خوشهای تعداد ۱۱۵۲ آنها انتخاب شدند و به پرسشنامههای سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و کیفیت زندگی وابسته به سلامت پاسخ دادند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS-۲۶ انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد میان سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و کیفیت زندگی وابسته به سلامت در شهرهای کرمانشاه، سنندج و ایلام رابطه معنادار وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که شهروندان ساکن کرمانشاه نسبت به شهر سنندج و ایلام، میزان بالاتری از رفتارهای ارتقادهنده سلامت از خود نشان داده و به دنبال آن کیفیت زندگی وابسته به سلامت بهتری نسبت به سنندج و ایلام دارند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاصل، ضرورت دارد در استانهای غربی کشور به ویژه ایلام و سنندج سیاستگذاری و برنامهریزیهای مناسب بهداشتی درمانی به منظور ارتقای کیفیت زندگی وابسته به سلامت و ترویج سبک زندگی سالم صورت گیرد.
امیر موسی رضایی، طاهره مومنی قلعه قاسمی، سیما بابایی، سیدعباس حسینی، امیرحسین سعیدی،
دوره 23، شماره 4 - ( مرداد ـ شهریور 1403 )
چکیده
مقدمه: از شایعترین مشکلات دانشجویان پرستاری در محیط بالینی و آزمون بالینی ساختار یافته عینی (OSCE)، اضطراب و کمبود دقت است که میتواند به اثرات منفی در یادگیری و عملکرد آنها منجر گردد. با توجه به ساده و مقرون به صرفه بودن رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین تاثیر رایحه درمانی اسطوخودوس بر دقت، اضطراب امتحان و عملکرد دانشجویان پرستاری در آزمون ساختار یافته عینی در سال ۱۴۰۱ طراحی گردید.
مواد و روش کار: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی در سال ۱۴۰۱ بود که بر روی ۶۰ دانشجوی پرستاری مقطع کارشناسی تحت آزمون OSCE واجد معیارهای ورود انجام شد. دانشجویان به روش آسان وارد مطالعه شدند و تخصیص نمونه ها به صورت تصادفی با نرم افزار تولید توالی تصادفی شامل گروه مداخله (۳۰ نفر) و گروه کنترل (۳۰ نفر) انجام شد. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت ۱۰ دقیقه بود. پرسشنامه های دقت تولوز پیرون، اضطراب امتحان ساراسون و چک لیست بررسی عملکرد در این مطالعه استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ و آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافته ها: نتایج حاکی از کاهش معنی دار میانگین نمره اضطراب امتحان و بهبود معنی دار دقت بعد از رایحه درمانی، در گروه مداخله بود. همچنین نتایج آزمون تی مستقل نشان داد که بعد از رایحه درمانی، میانگین نمره اضطراب امتحان و دقت بین دو گروه مداخله و کنترل، تفاوت معنی دار داشته است. این در حالی است که میانگین نمره عملکرد دانشجویان، بین دو گروه مداخله و کنترل معنیدار نبود.
نتیجه گیری: با توجه به تاثیرات مثبت استنشاق رایحه اسطوخودوس در بهبود دقت و کاهش اضطراب امتحان دانشجویان پرستاری، استفاده از این راهکار کم هزینه، با دسترسی آسان و بدون عارضه در کنار سایر روش ها پیشنهاد می گردد.